مطالب انجمن شهر مجازی ایرانیان
دوستان این ها لینک بخش هایی از انجمن شهر مجازی ایرانیان است. ---------------------------------------
کی گفته زبان فارسی آسونه ؟
حالا جاهای خالی رو با (بله) یا (خیر) پر کن تا بفهمی: .....من مغز ندارم. .....من احساس ندارم. .....من یه احمقم ..
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 28 نفر
مجموع امتیاز : 112
:: بازدید : 283
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 22 تير 1391 ] [ 10:18]
فقط یه ایرونی میتونه صدها هزار تومان بده میز ناهار خوری بخره ، ولی در آخر روز زمین غذا میل کنــــــه!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 14 نفر
مجموع امتیاز : 66
:: بازدید : 299
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 22 تير 1391 ] [ 10:17]
ایرانسل اس ام اس داده مشترک گرامی 500کیلوبایت هدیه ما به شما استفاده اینترنت رایگان ! مدت اعتبار 30 روز !!!! یا ما خیلی اوسگولیم یا اونا خیلی اوسگلن یا میخواستن شوخی کنن یا نمیفهمن 500 کیلوبایت ینی چی یا نمیفهمن اینترنت ینی چی ولی در کل مردشور خوتون و اینترنتتون رو ببرن :|
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 15 نفر
مجموع امتیاز : 70
:: بازدید : 233
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 22 تير 1391 ] [ 10:16]
آخر نفهمیدیم منظور اینایی که میگن گوش کن ببین چی میگم چیه ؟
آخر گوش کنم ؟ یا ببینم ؟
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 12 نفر
مجموع امتیاز : 49
:: بازدید : 258
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 22 تير 1391 ] [ 10:15]
شوخ طبعی یکی از ویژگی های مردان جذابه…
. . . . . . . . . اما به یاد داشته باشید که هرگز دختری رو پیدا نمیکنید که بیخیال بهرام رادان بشه و بره سراغ حمیدماهی صفت !!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 3 امتیاز توسط 10 نفر
مجموع امتیاز : 40
:: بازدید : 257
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 22 تير 1391 ] [ 10:14]
سرعت اینترنت ارتباط مستقیم با دستشوئی آدم داره ، لامصب وقتی دستشویی داری هم سرعت اینترنت خوبه هم مطالب جذاب تر ..
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 10 نفر
مجموع امتیاز : 41
:: بازدید : 220
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 22 تير 1391 ] [ 10:13]
اگر یکروز ، چند ساعت دیر به محل کارتان برسید ...
واکنش همسر/رئیس شما : این چه موقع اومدن به سر کاره ؟ می دونی ساعت چنده ؟ چرا اینقدر دیر اومدی ؟ چیکار می کردی ؟ کجا بودی ؟ با کی بودی ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری ! اگر یکروز از ارباب رجوع ، زیر میزی یا همان رشوه ، دریافت کنید .. .
واکنش همسر/رئیس شما : این چه کاری بود که تو کردی ؟ چرا این کار رو کردی ؟ مگه حقوق خودت برات کافی نبود ؟ مگه خرج و مخارجت در ماه چقدره ؟ چرا خرجت اینقدر رفته بالا ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری ! اگر یکروز ، تقاضای چند روز مرخصی نمایید ...
واکنش همسر/رئیس شما : چرا تقاضای مرخصی کردی ؟ دیگه چه اتفاقی برات افتاده ؟ جایی می خوای بری ؟ کجا می خوای بری ؟ چرا می خوای بری ؟ با کی می خوای بری ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری ! اگر یکروز در پرونده هایی که زیر دست شماست ، اشتباهی رخ دهد ...
واکنش همسر/رئیس شما : چرا این اشتباه رو مرتکب شدی ؟ چرا توی کارت دقت نکردی ؟ چرا چند وقته که بی دقت شدی ؟ چرا اینقدر حواست پرته ؟ انگار که فکر و ذکرت یه جای دیگست ؟ حواست کجاست ؟ هوش و حواست پیش کیه ؟ به کی داشتی فکر می کردی ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری ! اگر یکروز ، بعنوان کارمند نمونه اداره معرفی شوید ...
واکنش همسر/رئیس شما : از صمیم قلب بهت تبریک می گم . تو بعنوان کارمند نمونه شناخته شدی . حالا بگو ببینم ، چی شد که یکدفعه اینقدر عوض شدی ؟ چی باعث شده که اینقدر خوب کار کنی ؟ انگیزت برای خوب کار کردن چی بوده ؟ مشوقت کی بوده ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !
اگر یکروز بخواهید از کارتان استعفا دهید ...
واکنش همسر/رئیس شما : چرا می خوای استعفا بدی ؟ مگه اتفاقی افتاده ؟ پس مخارج زندگی رو چطوری می خوای تامین کنی ؟ مگه شغل بهتری پیدا کردی ؟ چه شغلی ؟ کی برات پیدا کرده ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری ! امیدوارم که با خواندن این مطلب ، به عمق فاجعه پی برده باشید ! پس به شما توصیه می شود که یا زوجه ای که رئیس باشد اختیار نکنید ، یا نگذارید که خانومتان رئیس شما بشود ، و یا اگر هم یک زمانی خدایی نا کرده ، روم به دیوار ، خانوم شما رئیستان شد ، سریعا و بدون هیچگونه معطلی ، از محل اداره متواری شوید و به دنبال یک شغل دیگر بروید !
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 7 نفر
مجموع امتیاز : 31
:: بازدید : 312
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 18:31]
این که می گویند در ازدواج ، تقدیر نقش اصلی را دارد واقدامات شما، تا قسمت نباشد، به جایی نخواهد رسید، کاملا درست است.
فرض کنید مریم بخواهد برای بازکردن بختش، خود وارد عمل شود.او تصمیم می گیرد به سراغ دوستان متاهلش رفته وازآنها بپرسد چطور شد که ازدواج کردند، آن گاه همان اقدامات را به عمل بیاورد. چه اتفاقی خواهد افتاد؟!
مریم: شهرزاد جان! چه شد که با محمد ازدواج کردی؟
شهرزاد: خوب … می دانی که محمد همکارم بود… راستش من از او خوشم می آمد و سعی کردم با محبت و توجه، نظرش را جلب کنم…
{ مریم به پسر موردعلاقه اش در محل کار: پنجره را ببندید، خدای ناکرده سرما می خورید!
همکار : اصلا دوست دارم سرما بخورم تا دوست دخترم بیشتر نازم را بکشد. به شما ربطی دارد؟! (زیر لب) دخترهای این دوره و زمانه چقدر پر رو شده اند! }
*************
بقیه در ادامه مطلب
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 7 نفر
مجموع امتیاز : 30
:: بازدید : 469
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 18:29]
وااااااااااااااااای امروز تفلدمه تفلد تفلد تفلدم مبارک 25655555544884تا کامنت -تولدت مبارک خانومی . . . -شما از طرف بلاگفا بهتربن وبلاگ نویس معرفی شدید وبلاگ یک پسر
آرزو می کنم روزی برسه که همه انسان ها بتوانند با هر عقیده رنگ و قومیتی در کنار هم آزادانه زندگی کنند 1 کامنت -حرف مفت نزن (تازه همون یه نفر هم آدرس وبلاگ خودشو گذاشته)
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 10 نفر
مجموع امتیاز : 43
:: بازدید : 374
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 18:25]
داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود! به شما اطمینان می دهم هیچ خواننده ای نمی تواند با یک بار خواندن آن را رها کند!
تکناز : این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری می رود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور می شود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل ...
نامه را خواندید؟ اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید: پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را "یک خط در میان" بخواند! حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید تا به اصل ماجرا پی ببرید!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 3 امتیاز توسط 13 نفر
مجموع امتیاز : 56
:: بازدید : 280
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 18:17]
به یکی(احتمالا دختر بوده) میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر
مجموع امتیاز : 21
:: بازدید : 231
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 18:9]
یارو داشته دنبال جای پارك می گشته اما پیدا نمی كرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارك برام پیدا كنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم كه یه دفعه یه جای پارك می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا كردم
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر
مجموع امتیاز : 23
:: بازدید : 242
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 18:7]
خنده دار هست و باید بخندید اما نتیجه اخلاقی یادتون نره)
پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟
دختر: سلام. خواهش می کنم.? asl plz
پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟
دختر : تهران/نازنین/۲۲
پسر : اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه.
دختر: مرسی!شما مجردین؟ پسر : بله. شما چی؟ازدواج کردین؟
دختر : نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟
پسر : من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر : wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟
پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟
پسر : خیابون دربند. شما چی؟
دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟
پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟
دختر : اسم فامیلی شما چیه؟
پسر : من؟ حسینی! چطور؟
دختر : چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین………..
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم!
پسر : عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!
دختر : او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا! راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای
پسر : باشه عمه ملوک! بای……
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 4 امتیاز توسط 18 نفر
مجموع امتیاز : 79
:: بازدید : 330
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 18:5]
یه گلدون میخری ۱۰۰هزار تومن، هر روز دمای هوای اطرافشو اندازه می گیری
به دقت بهش آب معدنی میدی، بعد دو هفته خراب میشه! اونوقت پیاز، تو سردترین و تاریکترین قسمت خونه درختچه میشه!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر
مجموع امتیاز : 20
:: بازدید : 245
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 17:37]
دیدین صبحا که بیدار میشین بعدش یه لحظه دوباره میخوابین،
بیدار که میشی میبینی ۳۰دقیقه گذشته؟؟ حالا تابلوئه که ۲دقیقه بیشتر نخوابیدیا!! فکر میکنن ما خریم!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر
مجموع امتیاز : 27
:: بازدید : 215
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 17:37]
مامانم اومده میگه بگیر این کشکا رو بساب که همزمان که تو اینترنتی یه کار مفیدم کرده باشی
من :|
بیل گیتس :|
موس و کیبرد :|
کشکا :|
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 40
:: بازدید : 205
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 17:36]
چینی ها باز افتخار آفریدند:|
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 14 نفر
مجموع امتیاز : 51
:: بازدید : 229
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 17:35]
دانشجوی ارشد دانشگاه تهران تو پایاننامش
به عنوان منبع نوشته گوگل دات کام !
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 35
:: بازدید : 228
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 17:34]
این کارمندای وزارت امور خارجه دقیقا واسه چی حقوق میگیرن؟
ما که فقط با خودمون در ارتباطیم
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 38
:: بازدید : 267
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 17:33]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 7 نفر
مجموع امتیاز : 24
:: بازدید : 204
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 21 تير 1391 ] [ 17:32]
بچه ها بخدا نمیخوام از خودم تعریف كنمااا
اما باور كنین تو هر بانکی كه پا میذارم , درش خود به خود باز میشه واسم !!! یه همچین آدم مهمی هستم من !!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 35
:: بازدید : 236
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 23:50]
میخواستم کتونی بخرم ... یه کتونی انتخاب کردم قیمتش 75000 بود ...
آقا بعد 4 ساعت چونه زدن ، یارو گفت 70000 پایین تر نمیتونم بدم و ما هم خریدیمش ...! بعد دیدم یارو پوتین های خوبی داره .... داشتم اونارو نگاه میکردم که یهو یه افغانی اومد تو مغازه و گفت آقا آن کَتانی چَندَه ؟؟! ... یارو گفت 40000 تومن .... گفت : 30000 نَمیدی ؟! مغازه دارِ گفت نه عزیزم ...مقطوعه ...! گفت پس خداحافَظَ شما ...! فروشنده : نـــــــــــــــه وایسا ...بیا حله ....30 تومان ببر ...!!! افغانیه : نه دیگر دلمان را زد ..... فروشنده بیا بابا ....28000 تومان ...لوس نشو دیگه ...!!!!!! قیافه من:|
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 1 امتیاز توسط 10 نفر
مجموع امتیاز : 41
:: بازدید : 237
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 23:49]
صبح از امتحان اومدم خونه مامانم مگه امتحان چطوربود؟
گفتم گند زدم خدا کنه 10بشم:(
برگشته میگه:حقته!حالا بزار ببینم کسایی که واست نظرمیذاشتن میان پیش استادت برات نمره بگیرن:|
منو میگی.......:|
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 4 امتیاز توسط 16 نفر
مجموع امتیاز : 65
:: بازدید : 178
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 23:48]
یکی تعریف میکرد:
یکی از دوستام بسیجیه در حد لالیگا،چند روز پیش یه باشگاه بدن سازی زده بود،امروز رفتم به
باشگاهش یه سر بزنم دیدم قرآن گذاشته با صدای عبدالباسط، بهش گفتم خدا بد نده اتفاقی افتاده کسی فوت
کرده؟
میگه نه،واسه بچها که تمرین میکنن گذاشتم،آخه اهنگ شاد حرومه!!!!
من |:
بچهای باشگاه |:
عکس بدنسازهای رو دیوار باشگاه |:
... رونی کلمن |:
آغا |:
124000 پیغمبر |:
فدراسیون بدنسازی |:
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 1 امتیاز توسط 9 نفر
مجموع امتیاز : 34
:: بازدید : 246
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 23:47]
دختر ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩﯾﺴﺖ ؟
. . . . . . . . . . . . . . . . . . ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻧﯿﺲ ﮐﻪ ﻻﻣﺼﺐ،ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍس
آره جون عمتون فرشته این!!!!!!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 11 نفر
مجموع امتیاز : 39
:: بازدید : 228
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 23:45]
هنگامی که کوروش قصد تصرف یونان را داشت، امپراطور یونان به کوروش کبیر نامه داد و چنین نوشت : یونان برای شرف و عزت و ناموس خود جنگ میکند در حالی که پارسیان برای کشور گشایی میجنگند کوروش پادشاه ایران در جواب نامه امپراطور یونان چنین نوشت :
هر کس برای آنچه ندارد میجنگد
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 19 نفر
مجموع امتیاز : 72
:: بازدید : 262
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 16:33]
فقط تو ایرانه که موقع سبقت از ماشین جلویی تمام سر نشینان دو ماشین همدیگه رو نگاه میکنن
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 20 نفر
مجموع امتیاز : 81
:: بازدید : 250
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 14:22]
یکی از دردناکترین لحظه های زندگی اینه که وقتی داری امتحان میدی بغل دستی هات از ماشین حساب استفاده کنن و تو ندونی واسه چی دارن از این ماشین حساب استفاده میکنن !
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 37
:: بازدید : 213
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 14:21]
ولم کن تا ولت کنم!!! . . . . جمله ای استراتژیک در زمان دعواهای بچگی!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر
مجموع امتیاز : 26
:: بازدید : 217
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 14:20]
تو انتشارات دانشگاه یه دختره در فلشش رو گم کرده بود بعد آروم از من پرسید : ببخشید اگه فلش سر نداشته باشه ویروسی می شه؟؟
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 10 نفر
مجموع امتیاز : 50
:: بازدید : 265
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 14:19]
اگه آدم به معجزه معتقد نبود روزی ده بار نمیرفت سر یخچال تا چیزی که می خوادو پیدا کنه!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 4 امتیاز توسط 10 نفر
مجموع امتیاز : 42
:: بازدید : 256
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 14:18]
- صبر... کره ای: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه عشقت عذاب آور نیست آمریکایی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه ساندویچ گرم عذاب آور نیست یونانی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه دسته چک عذاب آور نیست انگلیسی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مهمونی بزرگ عذاب آورر نیست برزیلی: هیچ چی مثل منتظر بودن واسه یه مسابقه فوتبال عذاب آور نیست ایرانی: انگار شما تا حالا با dialup کار نکردید!!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 40
:: بازدید : 237
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 14:16]
بچه 9 ساله الان
کامپیوتر داره
اینتزنت داره
فیسبوک داره
توییتر داره
ایکس باکس داره
پی اس تری داره
آیفون داره
ویدیو سی دی داره
موبایل داره
آیپاد داره...
بچه 9 ساله زمان ما
دفتر نقاشی داشت
خمیر بازی داشت
دبرنا بازی میکرد با نخود و لوبیا
توپ دو لایه میکرد که حس توپ چهل تیکه بهش دست بده
گل یا پوچ، چشمک، شاه دزد وزیر، اسم فامیل، خر پلیس، هفت سنگ
دیگه فوق فوقش یه آتاری یا میکرو با کلی التماس براش میخریدن.
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 26 نفر
مجموع امتیاز : 108
:: بازدید : 250
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 14:15]
اماد : موجودیست مظلوم، قبل از دامادی منت بسیار کشیده، بسیار گردن کج کرده تا سر انجام بعله را گرفته، اما همواره انگ به غلامی پذیرفته شدن را به همراه داشته و خانواده ی عروس اورا به عنوان عضوی تحمیلی دانسته و به رسمیت نمیشناسند.
پدر زن : موجودیست از جنس داماد، اما آبش با داماد در یک جوی نرفته و همواره به داماد به چشم دزد ناموس نگاه می کند که دختر دردانه اش را از چنگ بابا درآورده...
برادر زن : موجودیست دو رو از جنس داماد، غالباً سیاست یک بام و دو هوا را دارد، برای داماد از جنس پدرزن بوده و در جایی دیگر خود داماد است و به مشقات دامادی گرفتار.
خواهر زن : از او به عنوان نان زیر کباب هم یاد شده، نقشی دوگانه دارد، گاه مرهم درد است و گاه سوهان روح.
باجناق : همسر خواهر زن را گویند، موجودیست منافق و رقیبی سرسرخت و ملاکی برای سنجش و قیاس، اعمال و رفتارش همواره بر زندگی شما سایه افکنده و بر روی اعصابتان پارازیتهایی با طول موج متوسط ارسال میکند. آهنگ تغییر در زندگی شما تابعیست جبری از تغییرات زندگی او، که بر اساس میزان و کیفیت تغییرات مورد سنجش قرار میگیرید.
و اما
مادر زن : وزیر جنگ، مسئول براندازی نرم، حاکم خانوادهی همسر، مخرج مشترک نظر اعضای خانوادهی همسر که از نفوذی ویژه برخوردار بوده و اگر با سیاست دم او را ببینید همهی مشکلات سهل میشوند و در غیر این صورت زندگی به کامتان تلخ گشته و به این نتیجه خواهید رسید که ازدواج بزرگترین اشتباه یک مرد است !
و سر انجام
عروس : موجودیست لطیف و دوست داشتنی که به ناز و کرشمه شهرهی آفاق است، لباسی سپید در بر کرده و به سان فرشتهها میماند، بدی در او جایی ندارد و هر چه بدیست از اعضای خانوادهی اوست، سلاحی مرگبار دارد که مهریه نامند و به ارادهای داماد را از گیتی ساقط کرده و روزگارش سیاه کند
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 3 نفر
مجموع امتیاز : 13
:: بازدید : 317
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 14:13]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 16 نفر
مجموع امتیاز : 73
:: بازدید : 284
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 14:10]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 11 نفر
مجموع امتیاز : 46
:: بازدید : 263
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 14:9]
والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی! میگفت: شما… مام میگفتیم: ما؟ میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین! مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر! آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! یعنی یه همچین اسکولای دوست داشتنی ای بودیم ما..!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 13 نفر
مجموع امتیاز : 58
:: بازدید : 280
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 13:34]
دیدین بعضیا وقتی میشینن رو صندلی چرمی بعد صدا میده یه بار دیگه صداشو در میارن که بگن مال صندلی بوده؟!! فاجعه اونجاست که صداش دیگه در نیاد !
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 20 نفر
مجموع امتیاز : 83
:: بازدید : 216
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 13:26]
از فروشنده پرسیدم قیمت دلار چنده ؟ گفت الان ؟ یا الان ؟
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 10 نفر
مجموع امتیاز : 40
:: بازدید : 269
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 13:24]
دیروز رفتم بقالی یه بسته هوا خریدم کارخونه ی نامردِ از خدا بی خبر ، چندتا تیکه چیپس هم انداخته بود توش !!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 15 نفر
مجموع امتیاز : 65
:: بازدید : 236
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 13:13]
هیچی به اندازه اینکه به مادر یه دختر بگی “من فکر کردم شما خواهر بزرگشی” یه مادر رو خوشحال نمیکنه !
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر
مجموع امتیاز : 24
:: بازدید : 273
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 13:9]
زن همسایه چیست ؟ زن همسایه موجودیست که ساعتها دم در حرف میزنه اما نمیشینه ، چون دیرش میشه ! .
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 34
:: بازدید : 219
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 13:6]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 2 نفر
مجموع امتیاز : 6
:: بازدید : 217
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 12:41]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 4 نفر
مجموع امتیاز : 13
:: بازدید : 205
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 12:40]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر
مجموع امتیاز : 1
:: بازدید : 232
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 12:38]
غضنفر با ماشين قراضش ميزنه به يه ماكسيماي نو . با هزار زور وزحمت از راننده رضايت ميگيره. تو 4 راه بعدي دوباره ميزنه به همون ماكسيما ، سرشو از ماشين بيرون مياره ميگه : برو برو منم!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 38
:: بازدید : 216
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 9:55]
رفتیم یه دستبند طلا بخریم ،تا انتخابش کنیم 8000 تومن گرون شد ...!!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر
مجموع امتیاز : 18
:: بازدید : 208
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 9:54]
رفتم الکتریکی محلمون گفتم زنگ درمون خرابه ، گفت برو میام درست میکنم ، هرچی منتظر شدم نیومد ، رفتم مغازش میگم چرا نیومدی؟ میگه اومدم هر چی زنگ زدم هیچکس درو باز نکرد ...!!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر
مجموع امتیاز : 26
:: بازدید : 252
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 20 تير 1391 ] [ 9:52]
صبح تو تاکسی نشسته بودم یهو موبایل راننده شروع کرد به زنگ زدن
هیچی دیگه اونم جواب داد اتفاق خاصی نیوفتاد:دی
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 4 نفر
مجموع امتیاز : 16
:: بازدید : 249
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [دوشنبه 19 تير 1391 ] [ 19:31]
آدم دست و پا نداشته باشه
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.ولی متولد مهر ماه باشه:دی :)))))
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 11 نفر
مجموع امتیاز : 35
:: بازدید : 179
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [دوشنبه 19 تير 1391 ] [ 19:30]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 1 امتیاز توسط 3 نفر
مجموع امتیاز : 11
:: بازدید : 229
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [دوشنبه 19 تير 1391 ] [ 14:21]
ﺗﺎ ﺳﻦ ۷ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﺍﺫﯾﺖ ﮐﻨﻢ ﻟﻮﻟﻮ ﻣﯿﺎﺩ ﻣﻨﻮ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻩ
۸ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﮐﻼﻏﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﺧﺒﺮﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﺒﺮﻩ
۹ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺪﺵ ﺑﯿﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﺳﻨﮕﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ
۱۰ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺭﻭ ﻣﺎﻣﺎﻧﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺎﺭﻥ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﺑﺎ ﻫﺎ.
۱۱ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺎﻣﺎﻧﺎ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻬﺸﻮﻥ.
۱۲ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺠﺮﯼ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﻣﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ.
۱۴ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﺎﺭﺝ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺁﻟﻤﺎﻧﻪ.
۱۶ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﺮﻡ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ
۱۷ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﮐﺜﺮﺍﻻﻧﺘﺸﺎﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ.
۱۸ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺒﺎﺱ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺑﻮﺍﻟﻔﻀﻞ ﺑﻮﺩﻩ
۱۹ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﭘﻮﻟﻬﺎﻣﻮ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﺸﻤﺮﻡ ﮐﻢ ﻣﯿﺸﻪ
۲۰ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﯾﻮﮔﻮﺳﻼﻭﺍﮐﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ
ﺗﻮ ﺳﻦ ۲۱ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻧﻮ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺷﺪﻡ
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 12 نفر
مجموع امتیاز : 50
:: بازدید : 250
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [دوشنبه 19 تير 1391 ] [ 14:20]
اونایی که همش آهنگ ناری ناری رو تو ماشیناشون می ذارن
همونایی هستن که به شنیدن حرف مفت عادت کردن : دی
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر
مجموع امتیاز : 28
:: بازدید : 246
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [دوشنبه 19 تير 1391 ] [ 14:20]
ابام اومده تو اتاقم میگه: اینترنت قطعه؟؟؟ میگم: نه چرا قطع باشه!؟ میگه: آخه دیدم داری درس میخونی ...!!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 34
:: بازدید : 209
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [دوشنبه 19 تير 1391 ] [ 14:19]
دقت کردین به خوابیدن آدمم کار دارن؟؟!! قبل 12 بخوابیم
میگن مرغی؟ بعد از 12 بخوابیم میگن جغدی؟ راس 12 بخوابیم میگن بمیر بابا با این سر وقت خوابیدنت.............. چه غلطی کنیم بالاخره؟!!!!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 4 نفر
مجموع امتیاز : 16
:: بازدید : 205
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [دوشنبه 19 تير 1391 ] [ 14:18]
به خواهرزادم که دوم دبستانه میگم: خوشحالیا، همش تعطیلی؟ میگه: برو دایی واقعا تعطیلیا! اقتصاد کشور فلج شد رفت پی کارش، بعد بمن میگی خوشحالم؟ برو پلی استیشنتو بازی کن دایی!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 10 نفر
مجموع امتیاز : 41
:: بازدید : 282
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [دوشنبه 19 تير 1391 ] [ 11:16]
کلمه رمز جهت بازگشایی فایل فشرده عبارت www.asandownload.com
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 3 نفر
مجموع امتیاز : 10
:: بازدید : 385
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [یکشنبه 18 تير 1391 ] [ 14:9]
رفتم تویه مغازه عروسک فروشی که یه عروسک خوشگل بخرم که یهو یه دختره سوسول اومد تو و خیلی طبیعی یه ۱۰ دقیقه چرخ زد و هی زیر و رو کرد، آخرش گفت آقا از این پلنگ صورتی ها، زردش رو هم دارین؟
من:|
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 29
:: بازدید : 250
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [یکشنبه 18 تير 1391 ] [ 13:37]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 4 نفر
مجموع امتیاز : 16
:: بازدید : 209
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [یکشنبه 18 تير 1391 ] [ 13:37]
وقتی معلم برای درس پرسیدن اسم بالایی یا پایینیمون رو میخوند، حس معجزه بهمون دست میداد
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 10 نفر
مجموع امتیاز : 44
:: بازدید : 202
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [یکشنبه 18 تير 1391 ] [ 13:35]
بند انداز برقی صورت و بدن ، سنگ پا ، گل سر جادویی ، عطر جادویی گل سنجد ،
ساعت LE…D ، لیزر پوینتر ، شارژر اضطراری موبایل ….
[ سایتهای ایرانی ، نتیجه ی جستجوی مقاله ]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 3 نفر
مجموع امتیاز : 11
:: بازدید : 237
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [یکشنبه 18 تير 1391 ] [ 13:34]
فامیلمون یه اس.ام.اس فلسفی فرستاده بود؛
نمیدونم چی شد replay رو اشتباهی زدم اس.ام.اس خالی براش سند شد.
جواب داد: دنیایی از حرفهای نگفته … مرسی!
ینی یه آدم سالم دور و برمون نیست به خدا
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر
مجموع امتیاز : 28
:: بازدید : 231
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [شنبه 17 تير 1391 ] [ 14:24]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 2 نفر
مجموع امتیاز : 6
:: بازدید : 205
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [شنبه 17 تير 1391 ] [ 12:10]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 4 امتیاز توسط 1 نفر
مجموع امتیاز : 4
:: بازدید : 240
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:54]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر
مجموع امتیاز : 5
:: بازدید : 233
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:53]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 223
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:52]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر
مجموع امتیاز : 5
:: بازدید : 269
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:51]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 212
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:50]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 2 نفر
مجموع امتیاز : 10
:: بازدید : 272
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:49]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر
مجموع امتیاز : 5
:: بازدید : 273
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:47]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر
مجموع امتیاز : 5
:: بازدید : 230
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:45]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 1 امتیاز توسط 3 نفر
مجموع امتیاز : 11
:: بازدید : 222
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:45]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 1 امتیاز توسط 3 نفر
مجموع امتیاز : 9
:: بازدید : 245
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:42]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 225
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:41]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 237
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:40]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 216
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:38]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 226
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:37]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 248
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:36]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 277
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:35]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 255
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:32]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 218
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:29]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 236
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:27]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 222
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:26]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر
مجموع امتیاز : 0
:: بازدید : 223
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [جمعه 16 تير 1391 ] [ 18:22]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 32
:: بازدید : 265
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:44]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر
مجموع امتیاز : 24
:: بازدید : 262
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:43]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 7 نفر
مجموع امتیاز : 30
:: بازدید : 283
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:42]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 4 امتیاز توسط 9 نفر
مجموع امتیاز : 31
:: بازدید : 196
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:41]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر
مجموع امتیاز : 28
:: بازدید : 221
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:40]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر
مجموع امتیاز : 1
:: بازدید : 245
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:40]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 3 نفر
مجموع امتیاز : 15
:: بازدید : 208
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:39]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 4 نفر
مجموع امتیاز : 15
:: بازدید : 436
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:37]
عشق،عینک سبزیست که انسان باآن کاه را یونجه می بیند
(گوسفنددکترشریعتی )
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 7 نفر
مجموع امتیاز : 21
:: بازدید : 248
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:21]
امروز رفتم سر کوچمون ماست بخرم دیدم نسبت به هفته گذشته گرون نشده, از سران مملکت خواهش میکنم پیگیری کنند! :دی
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 7 نفر
مجموع امتیاز : 31
:: بازدید : 183
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:19]
گردش حسابتون کم باشه بانک ملت هم بهتون اس ام اس نمیده. از دخترهای این دوره زمونه دیگه چه انتظاری دارید !!!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر
مجموع امتیاز : 15
:: بازدید : 211
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:18]
پسره فامیلمون رفته خارج 2 هفته با فیلتر شکن میرفته تو فیسبوک بعد از 2 هفته فهمیده نیازی به فیلتر شکن نیست!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 4 نفر
مجموع امتیاز : 20
:: بازدید : 185
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 15:17]
حداقل انتظاری که از بانک مرکزی دارم اینه که با لحنی ملایم تر موجودی حسابم در تلفنبانک را صفر اعلام کنه.
بی پولم ، ایدز که ندارم..والا..بغرعان.. :|
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر
مجموع امتیاز : 25
:: بازدید : 246
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 14:33]
حت هیچ شرایطی نباید از اینترنت دست کشید
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر
مجموع امتیاز : 25
:: بازدید : 277
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 14:31]
کی تعریف میکرد؟
دوستم با ماشین سربازی تصادف کرده،ازش می پرسم حالا تقصیر تو بود؟ میگه نه!! بعد میپرسم حالا با چه ماشینی تصادف کردی؟؟! میگه زدم به جدول!!! بعد ازش می پرسم:اونوقت تقصیر جدول بوده؟!!؟؟! با اعتماد به نفس میگه:آره دیگه،بد جا ساختتتتتتن!!!!!:
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 2 نفر
مجموع امتیاز : 10
:: بازدید : 259
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 14:31]
دانلود دوربین مخفی خفن.
دانلود دوربین مخفی +18.
.دانلود دوربین مخفی س-ک-س-ی.
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 1 امتیاز توسط 2 نفر
مجموع امتیاز : 6
:: بازدید : 1226
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 14:29]
دانلود عکس خفن.
دانلود عکس های خفن ایرانی.
دانلود عکس های خفن خارجی
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 2 امتیاز توسط 2 نفر
مجموع امتیاز : 6
:: بازدید : 973
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 14:27]
دانلود فیلتر شکن جدید و پر سرعت .
دانلود فیلتر شکن فایر فاکس.
دانلود فیلتر شکن گوگل کورم.
وی پی ان رایگان.
پراکسی رایگان.
(برای اعضا)
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 1 امتیاز توسط 32 نفر
مجموع امتیاز : 134
:: بازدید : 4494
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [پنجشنبه 15 تير 1391 ] [ 14:16]
پیرمرد نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید.بچه ماشین بهش زد و فرار کرد... پرستار:این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید. پیرمرد:اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم.خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میارم... پرستار:با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید. ...اما دکتر بدون اینکه نگاهی به کودک بیندازد گفت:این قانون بیمارستانه.باید پول قبل از عمل پرداخت بشه. اما صبح روز بعد... دکتر بر سر مزار دختر کوچکش اشک می ریخت... و چه قدر زود دیر می شود
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 36
:: بازدید : 226
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 14 تير 1391 ] [ 11:6]
جنسیت کامپیوتر (طنز )
یک دانش آموز پرسید “جنسیت کامپیوتر چیه” معلم بجای جواب دادن کلاس را به دو دسته تقسیم کرد: آقایان و خانمها و از آنها خواست خودشان تصمیم بگیرند که آیا کامپیوتر مذکر است یا مونث. از هر گروه خواسته شد ۴ دلیل برای توصیهشان بیاورند.
گروه آقایان تصمیم گرفتند که جنسیت کامپیوتر قطعا باید مونث باشه چون:
١) هیچ کس غیر از سازندگانشان از منطق داخلیشان سر در نمیآورد ٢) زبان فطریشان برای هیچ کس غیر از خودشان قابل درک نیست ٣) حتی کوچکترین اشتباه در حافظه طولانی مدتشان باقی میماند تا زمانی آن را به یاد بیاورند (به رخ بکشند)؛ ۴) به محض این که به یکی از آنها تعهدی پیدا کردی، میفهمی که نصف حقوقت رو باید خرج لوازم جانبیش کنی.
گروه خانمها به این نتیجه رسیدند که کامپیوتر باید مذکر باشد چون:
١) اگه بخواهی بهشون بگی کاری رو انجام بدن، اول باید روشنشون کنی ٢) اونها اطلاعات زیادی دارند اما هنوز خودشون نمی تونن فکر کنن ٣) از اونها انتظار حل مشکلات میره، اما نصف اوقات خودشون مشکلن؛ ۴) به محض این که نسبت به یکیشون تعهدی پیدا میکنی، میفهمی اگه یکمی دیگه صبر کرده بودی، یک مدل بهتری میتونستی داشته باشی.
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 2 نفر
مجموع امتیاز : 10
:: بازدید : 248
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 14 تير 1391 ] [ 11:4]
مردی برای اعتراف نزد کشیش رفت. «پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهانی دوم من به یک یهودی پناه دادم» «مسلماً تو گناه نکرده ای پسرم» «اما من ازش خواستم برای ماندن در انباری من هفته ای بیست شیلینگ بپردازد»... «خوب البته این یکی زیاد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادی، بنابر این بخشیده می شوی» «اوه پدر این خیلی عالیه. خیالم راحت شد. حالا میتونم یه سئوال دیگه هم بپرسم؟» «چی می خوای بپرسی پسرم؟» «به نظر شما باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟»
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 2 نفر
مجموع امتیاز : 10
:: بازدید : 249
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 14 تير 1391 ] [ 11:3]
جنگ جهانی سوم
یک روز بوش و اوباما در یک بار نشسته بودن. یک نفر میرسه و میپرسه : چیکار دارین می کنین؟ بوش جواب می ده: " داریم نقشه جنگ جهانی سوم رو تنظیم می کنیم. " یارو می پرسه: "چه اتفاقی قراره بیافته ؟!" بوش میگه: " قراره ما 140 میلیون مسلمان، و آنجلینا جولی رو بکشیم! " یارو با تعجب میگه: " آنجلینا جولی !؟! چرا می خواینآنجلینا جولی رو بکشید؟! " بوش رو می کنه به اوباما و میگه:
" دیدی گفتم : تو دنیا هیچکس نگران ۱۴۰ میلیون مسلمان نیست"
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر
مجموع امتیاز : 24
:: بازدید : 226
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 14 تير 1391 ] [ 11:2]
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 1 امتیاز توسط 7 نفر
مجموع امتیاز : 22
:: بازدید : 227
:: ارسال شده در:
,
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 14 تير 1391 ] [ 10:56]
اش پشه ها به جای اینکه خونمونو بخورن چربی های اضافه مونو میخوردن
ولااا
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 2 نفر
مجموع امتیاز : 6
:: بازدید : 320
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 14 تير 1391 ] [ 10:56]
مردی در کنار رودخانهای ایستاده بود.
ناگهان صدای فریادی را شنید و متوجه شد که کسی در حال غرق شدن است.
فوراً به آب پرید و او را نجات داد…
اما پیش از آن که نفسی تازه کند فریادهای دیگری را شنید و باز به آب پرید و دو نفر دیگر را نجات داد!
اما پیش از این که حالش جا بیاید صدای چهار نفر دیگر را که کمک میخواستند شنید …!
او تمام روز را صرف نجات افرادی کرد که در چنگال امواج خروشان گرفتار شده بودند ،غافل از این که چند قدمی
بالاتر دیوانهای مردم را یکی یکی به رودخانه میانداخت…!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر
مجموع امتیاز : 29
:: بازدید : 221
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 14 تير 1391 ] [ 10:54]
نی لذت کتکی که بعد از ناخونک زدن به سیب زمینیه سرخ شده از مامان هست تو خوردن همون سیب زمینی سرسفره نیس
الان کتک و خوردم که میگمااااا
پ.ن:مامانم میگه برو این کتک خوردنم تو وبلاگت بنویس کشتی منو با وبت:))))
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر
مجموع امتیاز : 25
:: بازدید : 243
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 14 تير 1391 ] [ 10:53]
ایران کشوری ست که مردم اش بجای حل مشکلاتشان سعی می کنند به بهترین شکل خود را با آن تطبیق دهند ...!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 6 نفر
مجموع امتیاز : 30
:: بازدید : 324
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [چهارشنبه 14 تير 1391 ] [ 10:52]
مسئول خوابگاه میگه چرا دیر اومدی؟ میگم کلاس زبان بودم مامانم در جریان هست. میتونین زنگ بزنین بپرسین.. میگه از کجا معلوم؟ شاید خودت و مامانت از قبل با هم هماهنگ کرده باشین!!! مملکته داریم؟
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 7 نفر
مجموع امتیاز : 35
:: بازدید : 367
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 13 تير 1391 ] [ 12:44]
ینی بدتر از دندون درد هم هست به نظر شما؟
من نمیدونم این دندون عقل که به هیچ دردی هم نمیخوره زود هم خراب میشه کلا چرا در میاد؟! 2 روزه پدرمو در آورده
صبح مامانم میگه پس بگووو!!!واسه همین بود که تا الان هیچی حالیت نبود نگو دندون عقل در نیاورده بودی:|
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر
مجموع امتیاز : 21
:: بازدید : 268
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 13 تير 1391 ] [ 12:44]
چه کـــه بــودیم یکی از تفریحات سالم ما این بود:
که پنکه رو خاموش میکردیم,
یکم که سرعتش کم میشد, با انگشت پَره هاشو نگه میداشتیم...
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 1 امتیاز توسط 6 نفر
مجموع امتیاز : 26
:: بازدید : 245
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 13 تير 1391 ] [ 12:41]
آدم ته دیگ میخوره
چرا صدا تلویزیون رو دیگه نمیشنوه؟ با چه نرم افزاری مارو طراحی کردن آخه.
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 36
:: بازدید : 221
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 13 تير 1391 ] [ 12:41]
هنوزم با این که 21 سالمه از تاريكي ميترسم!
بعد برادر زاده ی 7 ساله م توی تاريكي نشسته،بهش ميگم:
تو تاريكي چه كار ميكني؟
ميگه دارم با روحِ اجسام ارتباط برقرار ميكنم !!
ارسال نظر سریع
:: امتیاز:
نتیجه : 5 امتیاز توسط 8 نفر
مجموع امتیاز : 33
:: بازدید : 261
:: ارسال شده در:
,
نویسنده : محمد قره باغی
تاریخ : [سه شنبه 13 تير 1391 ] [ 12:21]